تبليغاتX

سکوت و تنها شنیدن

سلام

مي‌خوام يه خاطره تعريف كنم.

اين ماجرا بر مي گرده به تقريبا يك سال پيش

وقتي ميترا تازه مي‌خواست سكوت كنه...

خيلي تازه كار بود يعني... نه بهتره بگم كه هيچي از وبلاگ و وبلاگ نويسي بلد نبود...

به هر حال خواست شروع كنه... و كرد...

خيلي ها كمكش كردند تا سكوتش پا بگيره... اگه بخوام اسم ببرم خودش كلي مي‌شه چند تا صفحه اسم... ولي خوب اصلي‌هاش را مي‌گم...

شیدای گلم
حورای عزیز

البرز عزیز
ریرای عزیز

دربدرها
آقا رحمت

الهام جان

حمید

و...

ولي يكي اين ميون خيلي از همه بيشتر ميترا را تحت تأثير خودش قرار داد و اون كسي نبود جز

هاله گلم

 خيلي وقتها حس مي‌كردم يه جورايي بهش حسوديم مي‌شه...

خيلي سعي كردم تا مثل اون بشم ولي نشد...

ولي تونستم باهاش دوست بشم...

تو اين ميون چند تايي دست ميترا را گرفتن كه يه وقت نيفته...

حورای عزیز

البرز عزیز

هاله گلم

ریرای عزیز

ممنونم از همشون...

و اما اصل خاطره...

بيست و پنجمين روز از دومين ماه سال هشتاد و پنج بود كه اون خاطره تلخ اتفاق افتاد...

عزيزم پر كشيد رفت...

 

خيلي ها اومدن كمكم...

چندتايي از بچه‌ها حتي اومدن مراسم و سر خاك عزيزم...

خيلي‌ها هم برام ايميل زدن... نظر دادن توي سكوت...

ولي من اون ميتراي هميشگي نشدم... خيلي سخت بود... تحملش برام غيرممكن بود...

خيلي از شما اون روزها را يادتونه... ميترا دل مرده شده بود... نا اميد...

 

بگذريم... خاطراتش هم آدم را آزار مي ده...

همه اين حرفها را گفتم كه اين حرف را بگم...

 

هاله گلم، عزيزم، مهربونم، دوست خوبم...

 

خيلي فكر كردم كه چطور مي‌تونم مرهم باشم و مثل خيلي هاي ديگه زخم نشم روي زخمت...

به خدا اگه مقدور بود خيلي از دوستات مي‌اومدن كمكت...

غزاله نه تنها خواهر كوچولوي تو كه خواهر همه ماست...

اين را بدون اگه غزاله رفت... ما هنوز هستيم... اگه قابل بدوني ما هم خواهرهاي تو مي‌شيم...

 

قربانت

 

ميترا و حورا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 15:4  توسط میترا | 

دوستان گلم محرم آمد و دل همه گرفته است...
نمي دونم چرا دل همه چه شيعه و چه سني حتي دل غيرمسلمونا هم مي گيره...

حسينا دل هم در دست تو حاجات ما را...
 درد عشق


 شبي که ديده خود پر ستاره مي‌کردم                  براي غربت دل فکر چاره مي‌کردم
           به دانه‌هاي چو تسبيح اشک                             در دستم براي آمدنت استخاره مي‌کردم
اگر نشد که دوباره به پاي تو افتم                        سلام بر تو ز دارالاماره مي‌کردم
  من از محله آهنگران بي‌احساس                        گذر نمودم و دل پر شراره مي‌کردم
يکي سفارش تير سه شعبه‌اي مي‌داد                 وان يکاد نذر شيرخواره مي‌کردم
غريب‌تر ز دلم روزگار چون مي‌خواست                 به کودکان غريبم اشاره مي‌کردم

شعري از علي ناظمي

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 14:36  توسط میترا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به سراغ من اگر مي آييد / نرم و آهسته قدم برداريد / مبادا كه ترك بردارد / شيشه نازك تنهايي من...
آرام باش وگوش كن:
شاید تو هم صدای سکوت را بشنوی و بتوانی آن را درک کنی.
در این دنیا صدایی زیباتر و رساتر از سکوت نشنیدم و نخواهم شنید.
صدایی که هر کسی را یارای شنیدن آن نیست و تنها می توان آن را با گوش دل شنید و نه با گوش جان. پس گوش دل خود را باز کنیم تا صدای سکوت را بشنویم که همان صدای خداست و صدای خدا آهنگ عشق است.
به سراغ من اگر مي آييد / نرم و آهسته قدم برداريد / مبادا كه ترك بردارد / شيشه نازك تنهايي من...

پیوندهای روزانه
آقا نیا....زمین جای خطرناکیست...
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
مهر 1386
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آرشیو موضوعی
شعر
دلنوشته
نویسندگان
میترا
حورا
هاله
البرز
ریرا
پیوندها
بد دردیست جان دادن به مرداب (هاله گلم)
نغمه درد (حورای عزیز)
عاشقی ممنوع (البرز عزیز)
در برابر خدا (ريحانه گلم)
شیدایی (شیدای گلم)
فرشته های نگهبان من! مراقبم باشید!(ساغر مهربانم)
آفتاب
آخرین سپیده
حرف دل (عاشقانه و عارفانه)
صدای پای آب (سیاوش)
دربدرها
قاصدک (الهام جان)
همه چیز (فاطی جون)
سلطان عشق مادر (کلبه دوست)
زنبق آبی(لاله عزیز)
بهار زندگی (فرشته)
دست نوشته های شبانه کودک 10 ساله (سمولک کوچولو)
خانه متروک (سامان عزیز)
دنیا زیباست
مهربان
در کوچه باغهای بیابان (حمید)
گیتار تنهایی (داوود)
ریرای عزیز
رهاتر از رها ... (هنگامه عزیز)
لولیان (آقا رحمت)
کوروش پدر ایران زمین
گل یخم (فاطمه عزیز)
مرگ را زیر باران باید جست
شکوفه های مرداب
آتیش بازی
پلاك7
 

Search Engine Optimization