|
سلام
با اين كه چند هفته از بازگشتم گذشته، هنوز حال و هوا حرم دارم... جاي همتون خالي... به ياد همه بودم... وقت و حال تعريف ندارم. بعدا تعريف مي كنم... باز هم جاي همه خالي... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 12:41 توسط میترا |
|
|
دیگه رفتیم...
یعنی خیلی وقت که می خوایم بریم... دیگه خسته شدم... دیگه باید می رفتم... نه نه نه خوشحال نشید بر می گردم... باید برم... جایی که خیلی وقته می خوام برم... دلم خیلی هواش را کرده... خیلی ازش خاطره دارم... جایی که می خوام برم جایی که تا نطلبه نمی شه رفت... تا اجازه نده نمی تونی بری پیشش... جایی که می خوام برم مطب یک دکتره. دکتری که توی دنیا تا نداره... هر کی رفته پیشش ناامید برنگشته... می دونی خوبیش اینه که تو همه رشته ای هم تخصص داره... قلب، مغز و اعصاب، سرطان های مختلف، زنان و نازایی، حتی نابینا را هم می تونه درمان کنه... تازه از همه مهمتر نباید ماه ها قبلش وقت ملاقات بگیری... تازه از این مهمتر اصلا هم نیاز نیست حتما بیمه باشی تا زیر بار ویزیت گرونش خم نشی... یه چیز دیگه هم هست، توی یک لحظه می تونه همه مریضهاش را ویزیت کنه... دارم می رم توی جشن تولد این دکتر خوب و مهربون شرکت کنم. به یاد همتون هستم... یادم باشید السلام علیک یا علی بن موسی الرضا |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم آذر 1385ساعت 9:9 توسط میترا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به سراغ من اگر مي آييد / نرم و آهسته قدم برداريد / مبادا كه ترك بردارد / شيشه نازك تنهايي من...
آرام باش وگوش كن: شاید تو هم صدای سکوت را بشنوی و بتوانی آن را درک کنی. در این دنیا صدایی زیباتر و رساتر از سکوت نشنیدم و نخواهم شنید. صدایی که هر کسی را یارای شنیدن آن نیست و تنها می توان آن را با گوش دل شنید و نه با گوش جان. پس گوش دل خود را باز کنیم تا صدای سکوت را بشنویم که همان صدای خداست و صدای خدا آهنگ عشق است. به سراغ من اگر مي آييد / نرم و آهسته قدم برداريد / مبادا كه ترك بردارد / شيشه نازك تنهايي من... |
| پیوندهای روزانه |
|
آقا نیا....زمین جای خطرناکیست... آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر دلنوشته |
| نویسندگان |
|
میترا حورا هاله البرز ریرا |
|
|