|
سلام دوستان گلم
واقعا چرا ما از مرگ می ترسیم؟ فکر کنم این شعر استاد مشیری بی رابطه با موضوع ما نباشه.
چرا از مرگ مي ترسيد بیاییم از امروز هر روز به مرگ خودمون فکر کنیم تا بتونیم آینده مون را طوری بسازیم که وقتی مردیم حسرت نخوریم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 11:5 توسط میترا |
|
|
سلام دوستان گلم
چند وقتی بود که از شعرهای استاد محبوب خودم
اين درخت بارور كه سال هاست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 11:23 توسط میترا |
|
|
سلام دوستان گلم از این که چند وقتی نبودم و شما نفس راحتی کشیدید معذرت می خوام من توی این تعطیلات جای شما خالی رفته بودم به یک روستا که هنوز توی سالهای ۱۳۴۰ به سر می برد. واقعا که چه حالی داشت. آب خنک و گوارا و شیرین. هوای پاک و سالم. چه چه پرنده ها لا به لای شاخه ها. وای چقدر زیبا بود. توی این دو هفته کلی جوون شدم و به این فکر افتادم اگه این زندگی کردن باشه پس ما داریم توی شهرها جون می کنیم و زندگی نمی کنیم. با این که اونجا برق و گاز و تلفن و... نداشت ولی یه چیزهایی داشت که توی هیچ کدوم از شهرها ما پیدا نمی شه و اون صفا و صمیمت و سادگی و... وقتی صبحها پا می شی و بوی نون تازه محلی می خوره به مشامت وقتی صبحونه پنیر و کره و مربای محلی بخوری و... امیدوارم که تعطیلات به همه شما خوش گذشته باشه. منتظر من باشید که امسال یه جور دیگه اومدم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 9:26 توسط میترا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به سراغ من اگر مي آييد / نرم و آهسته قدم برداريد / مبادا كه ترك بردارد / شيشه نازك تنهايي من...
آرام باش وگوش كن: شاید تو هم صدای سکوت را بشنوی و بتوانی آن را درک کنی. در این دنیا صدایی زیباتر و رساتر از سکوت نشنیدم و نخواهم شنید. صدایی که هر کسی را یارای شنیدن آن نیست و تنها می توان آن را با گوش دل شنید و نه با گوش جان. پس گوش دل خود را باز کنیم تا صدای سکوت را بشنویم که همان صدای خداست و صدای خدا آهنگ عشق است. به سراغ من اگر مي آييد / نرم و آهسته قدم برداريد / مبادا كه ترك بردارد / شيشه نازك تنهايي من... |
| پیوندهای روزانه |
|
آقا نیا....زمین جای خطرناکیست... آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر دلنوشته |
| نویسندگان |
|
میترا حورا هاله البرز ریرا |
|
|